آهای ايهاالناس ...!!! بريد عقب .... عقب ...
خيلی عقب ... مواظب پاچه هاتون هم باشيد که من الآن همون دامن
کوتاهمو پوشيدم !!! .... اصلا هم نمياد ..(ميدونيد که منظورم
مطلبه !!) برا همين هم اين مشکل خودتونه که اومدين اينجا و تازه
اينگيليسی هم بلد نيستين ....
اوه ... ساورری ...ساورری ... ريلی ساورری ... اينا همش به خاطر
همون درگيری مزمنس و دست خودم نيست ... شما که منو ميشناسيد بعضی
وقتا دلم ميخواد يه خورده خودم رو لوس کنم ... تورو خدا نازم رو
بکشيد ... باشه ؟؟!
امروز با اين دولت خر رفته بوديم يه جايی ، البته قبلش رفته
بوديم استخر و بعدش رفتيم همين جا که ميگم که البته اصلا مجبور
نيستم بگم کجا ... ولی ميگم که چی شد آخه تا نگم که شب خوابم
نميبره ! بـــــــعــــــــدش....
اوه اوه !! مث که داره رايترز بالاک ميشه ... الآن ميگم ... الآن
!! آخ ... آخ ... شرمنده ، بالاک شد . ديگه کاری هم از من بر
نمياد . ميدونيد که مشکل کيه !!
خـــــب !! ديگه چيکار ميتونم بکنم ... آهان ميتونم بدم (اين دفه
منظورم گيره!!) کلی آدم هستن که من الآن ميتونم گير بدم بهشون
... ولی وقتی آدم زياد باشه برای دادن (گير!!) من گيج ميشم و
ترجيح ميدم آروم بشينم يه جا ...(
آخ .... اين درگيری بدجوری
اذيت ميکنه !! حالا درگيری به درک! هدف رو چيکارش کنم ؟؟! )
ديگه تنها کاری که برای اين هفتتون ازم بر مياد اينه که ...
آاهان
!! خواب ديشبم رو براتون تعريف ميکنم ... خوابم اينگيليسی بود
ولی من ترجمشو ميگم، خواب ديدم که پارک جمشيديه رو قرق کردن تا
من و خواستگار مهندسم بريم اونجا با هم صحبت کنيم بلکه ايشون منو
پسنديدن!! منم که حسابی رو اين عمليات فکر کرده بودم ازش خواستم
که بذاره اول من يه شعر براش بخونم ... بعد هم با صدای بلند شروع
کردم ...
old Mcdonald had a farm
E A E A O
and on his farm he had some cows
E A E A O
with mow mow here and mow mow there
here mow mow
there mow mow
everywhere mow mow
...
ديگه حتما ميتونيد قيافه مهندس عزيز رو تصور کنيد !! درسته که به
علت معذورات اخلاقی نمی تونم خودم رو بکشم ولو ديگران رو که
ميتونم !
اوه ... گاد ..!!! کاش ميشد برا يه مدت اين دکمه ترن اوف مغز رو
فشار داد تا حداقل خودم از تقلب از روی در و ديوار راحت باشم !!